![]() |
![]() |
|
| سرشارم از تبسم ، لبریزم از ترانه ، پای تو در میان است ، با این همه بهانه |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 2 دی1388ساعت 2 قبل از ظهر توسط بامداد |
|
|
آیت الله العظمی منتظری، مرجع عالیقدر شیعیان اسلام پيرمردی عالم و با تقوا و مفتخر به شهادت يك فرزند و جانبازي فرزند ديگر، استاد فقه، فلسفه و اصول كه از نظر زهد و وارستگي زبانزد خاص و عام بود، و تمام عمر خويش را مصروف درس و بحث و تحقيق و تدريس و ترويج اسلام نمود و سالهاي زيادي را در زندان و شكنجه و تبعيد به سر برد ، دیشب آن گونه که فرزندش احمد منتظری خبرداده، در خواب در گذشت. احمد منتظری، همچنین خبر داده است که از اولین ساعات صبح امروز روحانیون بلندپایه قم در بیت آیت الله منتظری حضور یافته اند.همزمان گروه های مختلف مردمی از سراسر کشور راهی قم شده اند. براساس اعلامیه دفتر آیت الله منتظری، پیکر این مرجع شیعه، فردا، دوشنبه در ساعت ده صبح از مقابل منزل وی تشییع و در حرم حضرت معصومه دفن خواهد شد. گفتنی ست هفتمین روز درگذشت آیت الله العظمی منتظری مصادف با روز عاشوراست.
برگی از تاريخ، به گمانم خالی از لطف نیست که بخشی از دفاعيات عبدالله نوری در دادگاه ويژه روحانيت و دفاع وی از حضرت آيت الله العظمی منتظری را با هم مرور کنیم : آنچه بيان خواهم كرد نه از سر دفاع از مرجعيت و يا شخصيت آيتالله منتظري، بلكه صرفاً بحثي است در ارتباط با رفتاري كه در دهه گذشته با يك شهروند در جامعه ديني ما صورت گرفت. رفتارها و توهينهايي كه در اين سالها در حق جناب آقاي منتظري روا داشته شد، نه تنها بر مرجعشكني، هتك حرمت عالمان و ارباب معرفت و انديشه افزود، بلكه امكان برخورد با ديگر دانشمندان را سهل و آسان كرد. و كمتر در طول تاريخ شاهد چنين اهانتهايي به مراجع تقليد بودهايم اما متاسفانه در ايرانزمين و در ذيل حكومت جمهوري اسلامي در سالهاي گذشته توهينهايي روا داشته شد و مدعيالعموم آگاهانه از كنار آنها گذشت كه مطلقاً قابل اغماض نبود. در تريبون نماز جمعه تهران يكي از اشخاص، مرجعيت شيعه را تلويحاً متهم به ارتباط با انگليس كرد و رئيس سابق قوه قضائيه در خطبههاي نماز جمعه تهران به مرجع تقليد گفت "تو چرند ميگويي" و ديگري همين مرجع را "پليد و خبيث" خواند. آيا اين الفاظ اهانت به مرجعيت نيست؟ همه ميدانند كه سابقه دوستي امام و آيتالله منتظري به بيش از نيم قرن پيش بازميگردد و در ميان تمام رجال روحاني و سياسي هيچكس به اندازه ايشان و شهيد مطهري با حضرت امام مانوس نبودند. آيتالله منتظري از برجستهترين شاگردان مرحوم آيتاللهالعظمي بروجردي و از منظر فقاهت حاصل عمر ايشان و به لحاظ شخصي بسيار مورد توجه و علاقه معظمله قرار داشت. درس و بحث آيتالله منتظري يكي از پر رونقترين حوزههاي درسي حوزه علميه قم بود و بسياري از شخصيتهاي علمي امروز حوزه و ايران اسلامي، افتخار شاگردي محضر درس ايشان را داشتهاند. نقش آيتاللـه منتظري در ترويج و تثبيت مرجعيت امام را همگان ميدانند و اعترافات و اسناد تاريخي فراواني در اين زمينه وجود دارد. حضرت امام در سال 1356، دو ماه پيش از آغاز حركت انقلاب اسلامي به مناسبت چهلم مرحوم حاجآقا مصطفي، در برابر موج حملات نيروهاي معروف به ولايتيها اعلام كردند: «اينها به كسي كه فقهاش از بسياري از فقهاي موجود ثقيلتر است ميگويند وهابي است.» در حوزههاي علميهاي كه مراجع بزرگي در قيد حيات بودند، اين كلام امام واجد اهميت بسيار بود و تلقي امام را از جايگاه علمي آيتالله منتظري نشان ميداد. در اوايل پيروزي انقلاب، پس از امام، آيتالله منتظري مورد مراجعه و اقبال اقشار مختلف مردم قرار داشت. حضرت امام با توجه به مقام علمي و اقبال مردم به ايشان در يك سخنراني فرمودند: «آقاي منتظري ملاي پخته و متعهدي است» و از همان ابتداي انقلاب مسووليتهاي فراواني در چارچوب وظايف مرتبط با حوزه اختيارات رهبري را به آيتاللـه منتظري تفويض كردند. يكي از كارهاي حيرتآور امام كه در تاريخ شيعه كمنظير است «ارجاع در فتوا» به ايشان بود. مراجع شيعه همواره ارجاعات خود را صرفاً منحصر در احتياطات ميكردند و بدين وسيله «فالاعلم» را نيز بهنوعي به مردم معرفي ميكردند. اما حضرت امام در ارتباط با فتاواي حكومتي، در عين حال كه خود ولي امر زمان بودند برخي موارد را به فتاوي آيتالله منتظري ارجاع ميدادند. اين موضوع حاكي از وارستگي بينظير حضرت امام و بيانگر جايگاه والاي علمي آيتالله منتظري بود. علاقه حضرت امام به آيتالله منتظري در حدي بود كه حتي در جريان ماجراي سيدمهدي هاشمي در مهرماه 1365 در نامهاي به آيتالله منتظري از ايشان با عنوان كسي كه داراي طول آشنايي صميمانه و معاشرت از نزديك با امام بوده و نيز بهعنوان دوست صميمي خود ياد ميكنند. وخطاب به آقاي منتظري می فرمایند : من از شما كه دوست صميمي سابق و حال من هستيد و مورد علاقه ملت، تقاضا ميكنم كه با اشخاص صالح آشنا به امور كشور مشورت نماييد.امام در همه عمر خود در مورد هيچكس چنين سخناني نگفتهاند. به ياد دارم وقتي نامه استعفاي آيتالله منتظري از قائم مقامي رهبري را به مرحوم حاج احمدآقا تحويل دادم به ايشان گفتم وقتي نامه را به امام تحويل داديد از قول من به امام بگوييد: "يا ايهاالعزيز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعه مزجاه فاوف لنا الكيل و تصدق علينا اناللـه يجزي المتصدقين" (اي عزيز، ما و كسانمان به گرسنگي افتادهايم و با سرمايهاي اندك آمدهايم؛ پيمانه ما را تمام ادا كن و بر ما صدقه بده، زيرا خداصدقه دهندگان را دوست دارد). حاج آقا از حالت من و همراهم به شدت ناراحت و منقلب شد و نامه را نزد حضرت امام برد. پس از ساعتي از اندروني بيرون آمد و در حالي كه ناراحت بود گفت: چرا آقاي منتظري با امام چنين ميكند؟ امام وقتي نامه ايشان را خواند به سختي گريست و به من گفت احمد فكر ميكني نميفهمم با چه كسي برخورد ميكنم؟ آيتاللـه منتظري تصميم داشت ديگر از مراجعين وجوهات را نپذيرد و با نصب پلاكاردي بر درب منزل اعلام داشتند كه صاحبان وجوهات مربوط به حضرت امام به بيت ايشان (منزل آيتاللـه پسنديده) مراجعه نمايند، مرحوم حاج احمدآقا با من تماس گرفتند و گفتند حضرت امام فرمودهاند به آقاي نوري بگوييد با آيتالله منتظري تماس بگيرند و بگويند شما همچنان وكيل من هستيد. علاوه بر اينها به ايشان بنويسند من به شما ًشديدا علاقهمندم و نظام و مردم بايد از نظرات فقهي شما استفاده كنند. معالاسف نزديك به ده سال بعد ناگهان نامه ترديدآميز شش فروردين 1368 منتشر شد که در ضمن نامه از جانب امام خطاب به آقاي منتظري عنوان شده است که من شما را فاسق و فاجر و عامل يا تحت تاثير منافقين ميدانم. لیکن در كمتر از 48 ساعت با انتشار نامه 8/1/1368كه از صدا و سيما خوانده شد، خود به خود منسوخ و از حيز استناد و اعتبار ساقط ميشود. همچنین این نامه در مجموعه صحيفه نور كه حاوي تمام مكتوبات، پيامها و سخنرانيهاي حضرت امام ميباشد، نیز درج نشده است. حضرت امام در نامه 8/1/1368 ميفرمایند: "من به شما شديداً علاقهمندم.(اندكي به اين جمله بينديشيد؛ امام نميگويند من به شما علاقهمندم، ميگويند: من به شما شديداً علاقهمندم). حضرت امام با چشماني گريان و "دلي پرخون، حاصل عمر" خود را كنار گذاشتند و در نامه 8/1/1368 خطاب به وي مينويسند: "من به شما شديداً علاقهمندم" و ميافزايد شما: "از پخش دروغهاي راديوهاي بيگانه متاثر نباشيد، مردم ما شما را خوب ميشناسند." "شما با درس و بحث خود حوزه و نظام را گرمي ببخشيد» و «شما فقيهي باشيد كه نظام و مردم از نظرات شما استفاده كنند" براي حضرت امام بسيار مهم بود كه حتي پس از بركناري،كسي ايشان را نرنجاند. در پایان این سوال به ذهن می رسد که آيا ميتوان يك مرجع تقليد را به دليل بيان نظرات سياسي و اجتهادياش در يك سخنراني بهمدت دو سال در منزل حبس كرد و هتاكان را پاداش داد و بر صدر نشاند؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 29 آذر1388ساعت 0 قبل از ظهر توسط بامداد |
|
|
.
From Barak Hossein to mir Hossein Hey pesar ,boro jelo.I have your weather .ghorbone agha. ترجمه: از باراک حسین به میر حسین عالیجناب، ما هوادار سیاستهای رفورمیستی اصلاح طلبان بوده و هوای شما و دیگر براندازان اصلاح طلب را داریم. امضا: رییس باصطلاح جمهور آمریکای خیانتکار و جنایتکار که باید حسن نیتش را نشان بدهد.
البته این، یکی از حلقه های توطئه است و اسناد و مدارکی در دست است که نشان می دهد ناتانیاهو ومرکل و سارکوزی و گودون براون و دیگر جنایتکاران تاریخ نیز به یکی از منازل مسکونی واقع در خیابان پاستور رفت و آمد داشته و هواداران کارل پوپر خائن و نظریه پردازان جوامع باز و نیمه باز نیز در تقاطع خیابان های کارگر و جمهوری دیده شده اند. ....... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 4 آذر1388ساعت 1 قبل از ظهر توسط بامداد |
|
|
زیر تابلو خیابان های اصلی می ایستند. آنها از تاریکی شب نمی ترسند، آنها به خشونت جاری تن داده اند، آنانی که زیر تابلوهای “مطهری”، “بهشتی”، “مصلا” و “فتحی شقاقی” ایستاده اند حتی اگر گرسنه باشند می دانند چشمانی، به بهای نیمی از درآمدشان، مراقب آنها هستند. و از سوی دیگر مردان این سرزمین عادت کرده اند بدون در نظر گرفتن زشتی و زیبایی به فرمان دورنی شان گوش بسپارند که با صدای رسا می گوید "فرصت را از دست نده". ویا شاید هم بی تاثیر نباشد هیجان کاذب ارتکاب کاری خلاف قانون. هر شب خیابان تخت طاووس بعد از ساعت ۸ شب چهره دیگری به خود می گیرد. پیاده باشی یا سواره، وقتی وارد این خیابان میشوی از همان ابتدای مسیر متوجه تراکم ماشینهای متنوعی میشوی که شتابزده برای کنار کشیدن از وسط خیابان در حال سبقت گرفتن از یکدیگر هستند. اگر برای اولین بار با این منظره مواجه شوی و از ماهیت آن اطلاع نداشته باشی فکر می کنی به اصلاح “حلوا خیرات میکنند” . ولی اینجا از خیرات خبری نیست. این بازی پر پیچ و خم ماشینها تنها تلاشی است میان مردان سواره برای .......
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 16 آبان1388ساعت 0 قبل از ظهر توسط بامداد |
|
|
شرح این قدر کفایت : اسکانس های بسیاری می بینم این روزها در دست مردم به مانند اسکناس فوق که صراحتا یاد و روایتی صریح و بی پرده دارند از جنبش سبز مردم ایران و چه بسیار جالب که این اسکناس ها نه جعلی اند و نه تقلبی.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 11 آبان1388ساعت 1 قبل از ظهر توسط بامداد |
|
|
آنچه را مسلم است که وجود خانواده های یکبار مصرف را به روزگاران عمریست چند صد ساله. و هزاران برهان و دلیل شرعی و غیر شرعی نیز بر وجودش موجود.
میگم : خوب تو که زن داشتی ؟ دیگه برای چی دنبال این مسائل راه می افتادی؟ میگه : ببين عزيزم، "مثل اينه كه تو هر بار يه ليوان شير بخواي بعد بري چندین و چند تا گاوداري بزني و عمري مشكل نگهداري و تجهيزات بكشي كه چي؟ يه ليوان شير گيرت بياد. ولي من ميرم روزانه ميخرم. تازه هم ثوابم داره و هم آدم جوون هم می مونه." ...............
پانوشت : در پست بعد می نویسم برایتان از خیابان تخت طاووس تهران ساعت 20 با نمره 20 شاید. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 18 مهر1388ساعت 1 قبل از ظهر توسط بامداد |
|
|
چند روز پیش از دوستی پرسیدم : شما هم مثل من استرس دارید؟ گفت : استرس برای چی؟ گفتم : برای نزدیک شدن به مهرماه....... آخه دم دمای مهرماه که میشه من هنوزم فکر میکنم باید برای مدرسه ثبت نام کنم و از اول مهر برم سر کلاس. گفت : ............
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 4 مهر1388ساعت 0 قبل از ظهر توسط بامداد |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 24 شهریور1388ساعت 10 قبل از ظهر توسط بامداد |
|
|
برای اینکه شمس نگریزد مولانا خواست یکی از محارم خود را به عقد او در آورد تا رفت و آمد شمس به حرمش باعث بدگوییهای دشمنان نشود.میگویند مولانا از فرط دلبستگی به شمس زن خود یعنی کراخاتون را به شمس پیش کش کرد اما شمس نپذیرفت و به جایش دختر کراخاتون یعنی کیمیا خاتون را خواست. اما اختلاف سنی زیاد آنها و عشق زخم خورده بهاالدین به کیمیا باعث شد که زندگی آنها تنها 1 سال به طول انجامید. روزی شمس به خانه میاید و جای خالی کیمیا او را آشفته میسازد.بعد از آمدن کیمیا معلوم میشود که با زنان حرم به باغی رفته بود اما شمس نمیپذیرد و جنجال در خانه آنها در میگیرد.
..........................
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 1 بعد از ظهر توسط بامداد |
|
|
به تصویر زیر به دقت نگاه کنید، یکی از خبرنگاران صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران را نشان می دهد که به گمانم من و شما آخرین بار او را نشسته در برابر ابطحی و عطریانفر مشغول پرسش از آن دو دیدیم.
آیا این مصداق همان تعهد اخلاقی در روند اطلاع رسانی اجتماعی است؟ آیا به استناد این تصویر می توان مهر تائیدی بر صحت و سلامت دادگاه و اعترافاتی که این روزها از تلویزیون شاهدش هستیم، زد؟ ................. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 17 مرداد1388ساعت 0 قبل از ظهر توسط بامداد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
شب نوشته ها مجموعهای از تک نوشتهها حول موضوعات مختلفی است که طعم تلخ روایت نکردن و نشدنشان گاه گلو را میآزارد و سکون و سکوت در برابرشان چونان آواری سهمگین روح را در هم فرو میریزد.
بی ترس دوزخ و بهشت از زندگی باید نوشت. بنده ی حقیر صمیمانه و مخلصانه به اطلاع می رسانم این وبلاگ از روز اول تاسیس یک قانون اساسی داشته است و دارد و آن هم ادب است. کسانی که عصبانی هستند و نمی توانند مخالفان خود را بدون دادن صفت مخاطب قرار دهند. کسانی که قلمشان با دشنام آشناست. کسانی که راحت به دیگران تهمت می زنند و حرمت مخالف را نمی دارند، با اجازه همه شما در بین کامنت گذاران ما جائی ندارند و کامنت این دوستان بی فوت وقت حذف خواهد شد. و نیز از اینکه تا به امروز شعار آزادی بیان و فروتنی و از این جور چیزها داده ام، صادقانه عذر خواهی می کنم. انسان جایز الخطاست، و من دیگر طرفدار "آزادی بیان به هر قیمت و برای هر کس" نیستم لذا کامنت دوستانی که مروج کهنه پرستی و افراط گرایی و انسان ستیزی و دموکراسی گریزی باشند بدون هیچ دلیل منطقی، و فقط از روی سلیقه ی نگارنده، سانسور خواهد شد. بنابراین خواهش می کنم کلمات و احساسات خود را موقع دادن کامنت کنترل بفرمائید که بامداد ناگزیر به جسارت حذف نشود. امیدوارم هیچ عزیزی از من نرنجد. و امیدوارم صراحتم باعث "نامهربان شدن شما با وبلاگ من" نشود. و باز هم امیدوارم خود را با این کارها از نظرات کارساز و صمیمانه و دلسوزانه ی بی شماری که تا به حال دریافت کرده ام محروم نکرده باشم. |
| پیوندهای روزانه |
|
حضور خلوت انس آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
روز نگاشت اندر حکایات دانشگاهی متروک بدون شرح انتخابات ریاست جمهوری دهم زن امروز The curious case |
|
RSS
|